برخیز! بیدار شو! ای ملت ایران!
دکتر فاطمی به غرور ملی ایرانیان احترام می گذاشت و کوشش می کرد اعتماد به نفس ملی را در جهت آمادگی برای مبارزه در برابر دیکتاتور و در دست گرفتن سرنوشت خود تقویت نماید، او در بهنگام هایی که مردم را دچار یاس و ناامیدی و یا بی تفاوتی نسبت به قدرت قاهره حاکم و تضییع حقوق خودشان می دید بر انان نهیب می زد و بر هویت ملی و غرور ملی تاکید می کرد:
"برخیز! بیدار شو! ای ملت ایران!
این خواب طولانی، افتخار را از دست تو گرفت، تو مفتخر تاریخ دنیا بودی، تو یکروز از فرط غرور بر دریاها تازیانه می زدی امروز چرا اینقدر خموش و ساکت نشسته ای، یعنی بی صدا و آرام باز هم بخواب غفلت ادامه داده ای...؟
تو را دنیا به مناسبت اینکه موجد یک مدنیت کهن و یک تمدن بی مانند بوده ای احترام می گذارد..." 12
و او یادآور می شد که دولت در جهت خدمت به مردم تاسیس شده است و دولت مردان باید پاسخ گوی در برابر منزلت مردم شوند. و هروقت مردم بخواهند می توانند حاکمیت را تغییر دهند:"نه ما هرگز نمی میریم، زیرا ما زنده عشقیم، ما با دنیا و با تاریخ یک روز بوجود آمده ایم. قرن ها در اوقاتیکه جهان در بی عدالتی ها غوطه ور بود ما موجد نظام اجتماعی بودیم، ما شعر یعنی سیلابه روح و جوهر فکر بلند و عصاره عظمت قریحه و استعداد را داریم ...
ملت ایران مردنی نیست، این تازیانه ها، این دلقک بازی ها و این خفقان افکار او را بیشتر بیدار می کند، روی اعصابش اثر باقی می گذارد و این آثار یک روز تاثیر عجیب خواهد کرد، تاثیری که جبران غفلت های دیروز را در بر خواهد داشت ...! اینطور نیست؟ ما به پیمودن یکی از دو راه ناچاریم یا مرگ یا زندگی ولی با شرافت و افتخار ...!
ما صاحب این خانه هستیم ما باید آن توانایی و شخصیت ذاتی خود را بروز دهیم که هر نالایق پست و هر کوچه گرد بی فکر و کم شعور نتواند حاکم بر مقدرات این مملکت بشود.
برای اجرای این نقشه آماده شوید. وزیر و وکیل نوکرهای زرخرید ایرانی هستند، زیرا قدرت و ثروت آن ها از ملت ایران است، هروقت آن ها برخلاف میل و اراده ما قدم بردارند یا بخواهند افکار پوچ و بی معنی خود را بر ما تحمیل کنند آن وقت است که ما باید مرد و مردانه بدون بیم از زور و استبداد با یک حرکت سریع موجودیت خویش را عیان سازیم و آن ها را بساط حکومت برانیم."13
استقلال، آزادی، حاکمیت ملی
از فاطمی ده ها نگاشته در روزنامه های باختر و باختر امروز بر جای مانده است که در مخالفت با نفوذ بیگانه در سیاست های کشور و در راه مبارزه با حضور استعمار انگلیس در ایران نگاشته شده است. او سرسخت ترین مخالف سیاست های استعماری انگلیس و پی گیر ترین مدافع استقلال میهن شناخته می شد. ولی آن چه از نگاشته هایش آشکار می گردد آن است که فاطمی تنها استقلال کشور را هدف خود قرار نداده است و بلکه آزادی را همتای آن مهم می پنداشت و تحقق این دو را در حاکمیتی ملی پی می جست. "ملت قهرمان و مجاهد ما بیدار است و از سنگر آزادی، از گوهر گران بهای استقلال و حق حاکمیت ملی خود دفاع خواهد کرد." 14 تاکید او در رابطه تنگاتنگ این سه جز در بسیاری از نوشته های او پررنگ است:"من نمی دانم دولت چرا می ترسد از اینکه بمردم بگوید ما در یک جنگ بزرگ بین مرگ و زندگی وارد شده ایم، از اینکه صاف و صریح ملت را با خبر کند از اینکه در این مبارزه یا باید همه چیز را از دست داد یا باید استقلال و آزادی را حفظ کرد."15 "دربار دشمن همه آزادمردان، وطن پرستان و خصم مبارزین راه استقلال و آزادیست" 16 او مردم را نیز در این راه تشویق می کند و هزینه پرداختن برای به دست آوردن این سه اصل را ارزشمند قلمداد می کند:"مگر آن هایی که در راه تحصیل استقلال و آزادی ده ها سال مبارزه کرده و و هزاران نفر قربانی داده اند اول نشسته اند و این استقلال و حاکمیت ملی خویش را با پول اندازه گرفته و ستون بدهکار و بستانکار تجارتی باز کرده اند."17 فاطمی استقلال میهن را در گرو آزادی و آزادی را در تحقق استقلال میهن می دید و این دو را همواره با هم خطاب می کرد: "اول وسیله ما و بهتر اسلحه ما برای حفظ ایران داشتن آزادی است ایران را ایرانی باید حفظ کند یعنی توده ایرانی یعنی تمام افراد ایرانی و توده و اجتماع تا آزاد نباشد و آزادی نداشته باشد نمی تواند بوظیفه خود عمل نماید.
پس می گوییم: هرکس آزادی مشروع ملت ایران را محدود کند به استقلال ایران لطمه زده و هرکس به استقلال ایران لطمه بزند خائن و پلید است." 18 "باید دانست تامین استقلال و حاکمیت ملی یک ملت برای ملل دیگر با دادن قربانیهای بی شمار حاصل شده بود"19 و شاید بتوان با شهامت گفت که او قلم را برای رسیدن به همین سه هدف یعنی آزادی، استقلال و حاکمیت ملی سود انتخاب نموده است: " آن ها که مسعود را کشتند گمان می کردند با از بین بردن او، فکر او می میرد و نهال آزادی خشک می شود، گمان می کردند فکر کسی به جنگ دیکتاتورها نخواهد رفت، دیگر کسی قلم را در خدمت آزادی بکار نخواهد برد، دیگر کسی لب از لب نخواهد گشود و مشت خیانت پیشگان را باز نخواهد کرد، ولی آن ها سخت در اشتباه بودند، مکتب مسعود، هزاران هزاران تماشاگر وفادار، شیفته آزادی، دشمن قلدری، خصم جاسوسی و اجنبی پرستی، تربیت کرده بود..."20
* * * * *
دکتر فاطمی هر چند در دوره نقش آفرینی سیاسی اجتماعی خود در جایگاه های مختلف نقش آفرین بود ولی از آغاز و پایان خود روزنامه نگار بود. پایان روزنامه نگاری او که با پایان زندگی او همراه شد با سرمقاله های آتشین روزهای کودتا همراه شد. فاطمی همانطور که خود در دادگاه نظامی بیان می کند به اتهام نوشتن سه سرمقاله روزهای 25 تا 28 مرداد و شرکت در میتینگ روز 25 مرداد 1332 در دادگاه نظامی رژیم کودتا به مرگ محکوم می شود. سرمقاله ها و سخنرانی ای که حاوی تندترین و افشاگرانه ترین نوشته های او و سخنان او نسبت به حاکمیت بود و شجاعانه شخص دیکتاتور را هدف گرفته بود. این سه سرمقاله و سخنرانی بی گمان از جمله آثار برجای ماندنی روزنامه نگاری ایران است که در آن دوره پر آشوب نگاشته شده است. تیتر آن سه سرمقاله چنین است:"این دربار شاهنشاهی روی دربار سیاه فاروق را سفید کرد"21 "خائنی که می خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد"22 و "شرکت سابق و روزنامه های محافظه کار لندن دیروز عزادار بودند."23 هر چند به شهادت یادداشت های دکتر فاطمی در زندان که به دست آیت الله زنجانی می رسید، دکتر فاطمی سرمقاله های این سه روز را به آگاهی دکتر مصدق رسانده است و او حتی تصحیحاتی نیز انجام داده بود، ولی تاکنون این بحث پابرجاست که اثر این نگاشته ها در آن شرایط پرآشوب مثبت بوده است و یا منفی. شاید این خود دو دیدگاه متفاوت روزنامه نگاری را معین نماید که جای دارد مورد بحث و بررسی کامل تری قرار گیرد. فاطمی تا پایان به روزنامه نگاری عشق می ورزید و در این راه هیچگاه متوقف نشد و دست از قلم بر نداشت. در بخشی از نامه های او از مخفی گاه به نهضت مقاومت ملی می خوانیم:"فدائی نهضت کمال تشکر را خواهد داشت که نهضت مقاومت ملی نظر خود را نسبت به سخنگوی دولت پیشوا صریحا ابراز دارد تا چنانچه اگر واقعا خدمتگزار مورد اعتماد نهضت می باشد با وصف مشقات و مصائب روحی و جسمی «درد و الم شدید معده وروده» با پشت گرمی بخدمت ادامه داده و بار دیگر مبارزه افتخار آمیز را از راه «باختر امروز» شروع نموده و مطالب روزنامه را هر هفته تهیه و تقدیم داشته تا با وسایلی که نهضت در اختیار دارد بچاپ رساند"24 امید آن که راه روزنامه نگارانی چون فاطمی و روزنامه هایی چون باختر و باختر امروز در فضای آزاد برای مطبوعات که خواست او نیز بوده است شاهد باشیم.
۱۲- سرمقاله «باختر» شماره 200 ، 26 خرداد 1322
۱۳- سرمقاله «باختر» شماره 200 ، 26 خرداد 1322
۱۴- سرمقاله «باختر امروز» شماره 747 ، 19 دیماه 1330
۱۵- سرمقاله «باختر امروز» ، نهم فروردین 1331 – این سرمقاله پس از بهبودی از عوارض ترور نافرجامش بر روی تخت بیمارستان نوشه است.
۱۶- سرمقاله «باختر امروز» 25 مرداد 1332
۱۷- سرمقاله «باختر امروز» شماره 700، 30 آذر 1330
۱۸- نخستین سرمقاله «باختر» 14 تیرماه 1321
۱۹- مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی دو آذر ماه 1330
۲۰- سخنان او بر سر مزار محمد مسعود پیش از آن که گلوله جهل و تعصب و نادانی از اسلحه بیگانه اهدا کرده در دستان نوجوانی خام بر بدنش فرود آید. 25 بهمن 1330
۲۱- سرمقاله «باختر امروز»، شماره 1172، 25 مرداد ماه 1332
۲۲- سرمقاله «باختر امروز»، شماره 1173، 26 مرداد ماه 1332
۲۳- سرمقاله «باختر امروز»، شماره 1174، 27 مرداد ماه 1332
۲۴- نامه دکتر فاطمی از مخفی گاه به نهضت مقاومت ملی 30 دی ماه 1332
برای آگاهی بیشتر به زندگی و کوششش های دکتر فاطمی به منابع زیر می توان مراجعه کرد:
1- محمد علی سفری، قلم وسیاست، جلد 1 و 2
2- نصرالله شیفته، زندگینامه دکتر فاطمی
3- بهرام اسفندیاری، خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی
4- تداوم حیات سیاسی در اختناق، میرزاده
5- محمد ترکمان، به یاد فاطمی
6- سرهنگ نجاتی، جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران
|