صرصر «به یاد شادروان علی اردلان»
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
سه شنبه 21 فروردین ماه سال 1386
300 تا حرف مفت - هوتن بهجت محمدی

 

فیلم 300 را که امروز، روز دوم اکرانش در آلمان بود  همراه با دوستان آلمانیمان دیدیم...از لحاظ تکنیک فیلمسازی، نسبتا قوی و نزدیک به نقاشی مصور آن بود، اما در اصل چیزی جز تامین منافع آمریکائیها نداشت و کل فیلم به صورت مضحکانه و بسیار بدوی، که خدارا شکر یکبار دیگر نیز بی اطلاعی و نادانی هالیوود را نسبت به تاریخ و فرهنگهای متمدن دنیا به جهانیان آشکار کرد، پر از تبلیغات داخلی برای جلب جوانان آمریکائی جهت پیوستن به ارتش میباشد. سرباز گیری به سبک یانکی ها...

حرف های تکراری جرج بوش اینبار از زبان لئونیداس یونانی (که در اینجا فقط سمبول به اصطلاح دموکراسی غرب میباشد ) نشخوار میشود، سخنانی همچون

«ما برای آزادی و عدالت میجنگیم » و یا  

«برای اجرای عدالت و پایداری آزادی به اجبار خون هایی ریخته خواهد شد»

«ما میجنگیم و تا آخرین قطره خون ایستاده ایم، آنگونه که بزرگ شده ایم و به ما آموخته اند و نیز برای اطاعت از قانون»

«ما امنیت کشور خود را به دست خوابگزاران پیر وخرفتی که در خدمت خدایان هستند و جز پول پرستی و عقب نشینی و خرافات کار دیگری از دستشان بر نمی آید نمی سپاریم» دقیقا اشاره به آن زمانی دارد  که جرج بوش سازمان ملل را پشیزی به حساب نیاورد و یک تنه به عراق حمله کرد. یا در آخر که ملکه در اجلاسی شبیه به مجلس سنای آمریکا از طرف مادران و دختران و پسران و پیران که صدایشان شنیده نمیشود (احتمالا منظورش مردم مظلوم و تروردیده ی آمریکاست)سخن میگوید «باید سربازان بیشتری را روانه میدان نبرد کنیم تا مبادا خون سربازان شجاع ما بیهوده به هدر رفته باشد»

و در آخر فیلم نیز شاهد آن هستیم که شکست آن 300 سرباز یونانی (با وجود کشته شدن بسیاری از آنها در آخرفیلم  باز هم 300 نفر باقی مانده بودند، خب هالیوود است دیگر!!) به صورت پیروزی نشان داده شد..

پیروزی حق (غرب ، استوار بر مبانی دموکراسی یونان باستان) بر باطل (تروریسم، محور شرارت، آسیا،آفریقا، تمدن ایران، تورانی، بربر  و خلاصه هر چه که هنوز طرز فکر و راه و رسم غرب را پیدا نکرده و «غربیده» نشده ).

در نبرد بعدی با الهام از پیام کوتاه ولی پر معنای لئونیداس «ما را فراموش نکنید»،  و اینبار با بسیج ارتش 10.000 نفری اسپارتایی (یعنی آمریکائیها که خدای جنگ و دلاوری هستند) و بدون حضور سربازان ترسو و فلسفه باف و بچه باز آتنی (یعنی اروپائیها)  به پیروزی نهایی خواهد انجامید. خدا کند که هالیوود قسمت دومی در در دست تهیه نداشته باشد!!!

دیگر از خصوصیات تکراری و همیشگی و خسته کننده هالیوودی این فیلم که واقعا کهنه شده،

1) تجلیل از «جنگ» و آمیختن آن با صحنه های سکسی شهوت انگیز (2 عدد اینبار از نوع قزوینی باستان...من فکر کنم ملکه همان کندولیزا رایس باشد!!!!) ، خون (به مقدار کافی)، بدن های کارکشته و دختر کش خودی (300 عدد)، بدنهای زشت و کریه غیر خودی یعنی دشمن (1 ملیون عدد)، لباسهای قرمز و فاخر که تا آخر جنگ حتا سوراخ هم نمیشود (300عدد)، چهر ه های قبیح و دیوآسای خاور میانه ای تروریست (به مقدار لازم)، شعار های وطن پرستانه ( تا دلتان بخواهد) و بالاخره جسد (تا چشم کار میکنه). فقط پرچم آمریکا کم بود که آنهم با 300 شنل قرمز و 300 جفت چشم آبی و 300 بدن سفید به نمایش درآمد!!

2) ریختن خون دشمنان حلال است و آمیخته به یک نوع خلسه ی روحی، وهمراه با شور و عشق و خنده و شادمانی ولی وای به لحظه ای که سر جگر گوشه ی خوشتیپ و هنوز باکره را جلوی دیدگان پدر از تنش جدا کنند. بیننده اشک را که در چشمان پدر حلقه زده،  همراه با موسیقی جانخراشی که در صحنه حکمفرماست،  نظاره گر میشود و او را با پدر دلشکسته که وجود خویش را نه به سوگواری بلکه به تنفر میسپارد تا انتقام پسر را از دشمن بگیرد همدل میسازد! وای خدا که چقدر احساساتی شدم !!!

3) در صحنه ی کلیدی آغازین فیلم که فرستاده ی خشایار شاه به اعماق چاه فرستاده میشود، یکی از نمایندگان اسپارتی به لئونیداس میگوید که ما باید دیپلوماتیکوار عمل کنیم(سیاست اروپایی و محافظه کارانه) و او پاسخ میدهد و همچنین اسپارتایی (سیاست آمریکایی و تهاجمی). لئونیداس «اسپارتا» را با چنان قدرتی بیان میکند که انگار قانون دنیا در آنجا شکل میگیرد. و اما این نیز حقه ای سینمایی است تا هالیوود کمی هم حس وطن پرستی را در آمریکائی ها بیدار کند  و نقش آمریکا را در دنیا مشخص گرداند، چرا که این جمله در تبلیغ فیلم نقش بسیار حساسی داشته  و خیلی از تماشاچیان بعد از دیدنش آنرا به کررات بازگو میکردند. منظور بیان لغت «اسپارتا» در دو سیلاب در جمله ی لئونیداس به فرستاده ی ایران است

This. is. Spar. Taaaaaaaa

بر وزن

This. Is. Ame. ricaaaaaa

 یعنی اینجا آمریکاست و قانونهای مخصوص خودش را داره، شیر فهم شد؟

 

4) به لجن کشاندن فرهنگ ها و تمدنهای دیگر تا تمدن نو پای خویش را که روی ملیونها جسد سرخپوستان بومی آن قاره بنا شده از نظر ها پنهان دارند.

 

خلاصه خیالم حد اقل از آلمان (و به نظرم اروپا) راحت شد که مردمانش به این آسانی تن به چرندیات هالیوود نمیدهند و بیشتر در سالن سینما ی هزار نفره سینمکس هامبورگ بیشتر صدای خنده می آمد و  فقط گاهگداری صدای دست زدن.  و معلوم است که اکثر تماشاچیها که در مدرسه حواسشان در کلاس تاریخ جمع بوده به راحتی گول نمیخورند. در یکی از روزنامه های آلمان که نقدی با تیتر «نبردی تازه بخاطر قهرمانان مغلوب» بر فیلم 300 نوشته شده بود آمده

«...تشخیص برتولد برشت در مورد هر کشور یا هر عصری از تاریخ هنوز هم اعتبار دارد، و آن اینکه وای به حال سرزمینی که احتباج به قهرمان داشته باشد! این فیلم که با 300 قهرمان جای خودش را دارد.»

کاش سرمایه داشتیم و یه فیلم کمدی به سبک سنگین هالیوودی در جواب اینجور فیلمها میساختیم و دموکراسی قلابی و به خصوص نوع عتیقه آمریکائیش رو منطقی زیر سوال میبردیم و جواب رسانه را با رسانه میدادیم نه با داد و فریاد و قیل و قال...چون عوام الناس هنوز که هنوزه عقلشون تو چشماشونه . خب از این فرصت طلایی باید استفاده کرد یا نه؟ وگرنه ما هم داریم 300نفره با سپاه عظیم رسانه های گروهی  به سرلشگری هالیوود میجنگیم.


   1      2      3      4      5      6      7    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 221683


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها