صرصر «به یاد شادروان علی اردلان»
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
پنجشنبه 21 تیر ماه سال 1386
دور جدید فشارها - مرتضی کاظمیان

زودتر از آنچه که پیش بینی می شد، کلید خورد؛ قابل حدس بود که فشارها و تضییقات علیه جریان ها و نهادهای تاثیرگذار بر روند انتخابات مجلس، از چندی دیگر - مثلاً ابتدای پاییز - آغاز شود، اما دور جدید اعمال محدودیت ها و تهدیدها چند ماه زودتر شروع شد...


اصلاح طلبان و مخالفان، جز چند روزنامه مستقل و نیمه مستقل، تریبونی برای بیان مواضع و نقدهای خود ندارند؛ روزنامه هایی که با انواع دستورالعمل ها و توصیه ها و تذکرهای کتبی و شفاهی، در موارد متعدد و از سر اجبار از وظایف حرفه ای خویش برای اطلاع رسانی آزاد و گردش اطلاعات و اخبار و انعکاس مواضع و تحلیل های گوناگون فاصله می گیرند، ادامه بقا و تداوم انتشار، آنان را به نسبت های متفاوتی از محافظه کاری سوق داده است. اما همین چند روزنامه - با ویژگی های یاد شده - هم وقتی پای ادامه حضور اقتدارگرایان در ساخت قدرت مطرح باشد، تحمل نمی شوند؛ نمونه ها در این خصوص نه تنها کم نیستند که به قدر کافی شناخته شده اند. این چنین، قابل پیش بینی بود که از چند ماه مانده به رقابت های انتخاباتی و در روند تکوین فرآیندهای آن، مطبوعات مورد هجمه و تهدید قرار گیرند. اما این پیش بینی، بسیار زودتر رنگ واقعیت به خود گرفت. «هم میهن» تازه مخاطبانی ثابت یافته بود که به تیغ بلا مبتلا شد؛ خیال جبهه مشارکت از داشتن «ارگان» با توقیف دائم «مشارکت» راحت شد؛ «ایلنا» که منتقدترین و متفاوت ترین خبرگزاری در چند ماه اخیر بود، دچار بی مهری ها و متحمل فشارهای متعدد - مستقیم و غیرمستقیم - شد
، و در نهایت ، فیلتر ؛ معاون ارتباطات دفتر رئیس جمهوری با القابی چون «هوچی گران»، «بدخواهان»، «عوامل تبلیغات سیاه» و «سمپاش ها» به نقد و توصیف مطبوعات غیرهمسو با دولت احمدی نژاد پرداخت؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از «کودتای خزنده در مطبوعات» سخن گفت و آنها را به «حرکت در چارچوب یک اقدام براندازانه» متهم کرد... و این همه، جملگی در چند روز اخیر به وقوع پیوسته است.

انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در بیانیه ای نقادانه، به تشکیل و تصمیم یک گروه چند نفره برای برخورد با مطبوعات مستقل و منتقد اشاره کرده است. اتفاقات تلخ و حملات و تهدیدها علیه مطبوعات، به وضوح نشان دهنده «عزم» و «اراده» یک جریان فکری - سیاسی، برای «کنترل» و «محدود کردن» منتقدان و مخالفان است. تابستان به واسطه تعطیلی دانشگاه ها و فقدان تحرک های اعتراضی دانشجویی، همواره زمانی مناسب برای این قبیل محدودیت ها و فشارها بوده است... تضییقات و تهدیدها البته شامل خود دانشجویان هم شده است؛ اتفاقی که آن هم، زودتر از بازگشایی دانشگاه ها در مهرماه با شدت هرچه تمام تر کلید خورده است؛ پس از برخورد با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و غائله به پا شده و موجی از بازداشت ها، صبح 18 تیرماه تحصن اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، با کمترین اغماض ممکن و پیش از آنکه دانشجویان پلی تکنیک به محل امتحان و درس خود روند و متحصنان را ببینند، سرکوب شد؛ نه تنها تمامی متحصنان بازداشت شدند بلکه برخی اعضای ادوار تحکیم وحدت هم که در نشستی برای بررسی این موضوع شرکت کرده بودند، بازداشت شدند.


این اتفاقات در سالروز فاجعه 18 تیر 78 به وقوع پیوست تا دانشجویان هم دریابند دور جدید فشارها، سمت و سوی متفاوت و محتوایی بدون تعارف و تسامح دارد. برخورد با دو محور فعال اطلاع رسانی و توزیع کننده مواضع و آگاهی بخشی (مطبوعات و دانشجویان) به گونه ای محسوس و ذیل روندهای انتخاباتی قابل ارزیابی است. ظاهراً عزم جدی برای برگزاری انتخابات مجلس هشتم، با حداقل «مزاحمت» شکل گرفته است. نظارت استصوابی اقدامات لازم و روندهای اطمینان بخش را سامان خواهد داد؛ اما پیش از آن، ضروری است که منتقدان و دگراندیشان و مخالفان و «مزاحمان» تا حد امکان، ساکت، محدود یا طرد و منزوی شوند. اگر مفروض بگیریم که سیدمحمد خاتمی به واسطه مجموعه تعاملاتی که هنوز با ساخت قدرت دارد، فرد مطلع تری نسبت به بسیاری از اصلاح طلبان است، در این صورت، این اظهارنظر او بیشتر محل اعتنا و شاهدی برای تحلیل ما می شود؛ «عده ای اعلام می کنند که نباید بگذاریم برخی افراد و گروه ها در عرصه انتخابات شرکت کنند و برای تخریب آنها دست به هر دروغ و تهمت و شانتاژی می زنند... بعضی از همین حالا درصدد بد نام کردن اصلاح طلبان هستند.» از این زاویه محافل و جریان ها و باندهای آزادی ستیز و غیردموکرات در تمامی حوزه ها و عرصه هایی که احتمال تحرک یا «مزاحمت» و تاثیرگذاری بر روندهای انتخاباتی را قائل شوند، با بهره جستن از اقتدار خود فعال شده اند؛ تا فرآیندهای مطلوب و دلخواه آنان با حداکثر کامیابی و حداقل چالش تکوین یابد و محقق شود. بیهوده نیست که حتی از هم اینک - و حدود 9 ماه مانده به انتخابات مجلس هشتم - و در کنار - و همسو با - اتفاقات ذکر شده، اینجا و آنجا و از تریبون های رسمی و غیررسمی محافظه کاران، تصریح می شود که جمعیت نهضت آزادی غیرقانونی است و حق حضور در انتخابات را ندارد. آشکار است که مطبوعات، دانشگاه، احزاب و نهادهای سیاسی اصلاح طلب و دموکراسی خواه، و حتی شخصیت های سیاسی موثر، در پروژه ای هدفمند، با دور جدیدی از فشارها، تهدیدها، تنگناها و تضییقات روبه رو شده اند. فراموش نباید کرد که «سازمان یابی گروه ها و نیروهای اجتماعی» و «آزادی آنها در مشارکت و رقابت سیاسی» از جمله مهم ترین لوازم بلافصل توسعه سیاسی محسوب می شوند. و راستی، هنگامی که گروه ها و نیروهای اجتماعی هدف برخورد و تحدید قرار می گیرند و از حداقل اطلاع رسانی یا سازمان یابی خود یا مشارکت در روندها و رقابت های سیاسی یا تبلیغ و معرفی خویش، محروم و ممنوع می شوند، از کدام توسعه سیاسی یا انتخابات دموکراتیک می توان سخن گفت؟... یک جریان حاضر در ساخت قدرت - که بخش رادیکال و افراطی جناح راست را نمایندگی می کند - حتی حاضر به مسامحه و تحمل تقسیم قدرت با لایه های میانه و معتدل تر جناح خود نیست؛ بدیهی است که جریان های اصلاح طلب یا نیروهای دموکراسی خواه و حقوق بشرطلب را برنتابد و به شیوه ها و با ابزارها و راهکارهای گوناگون، در منزوی و مرعوب ساختن آنان و واداشتن ایشان به یک سکوت و انفعال تحمیلی بکوشد و هیچ چارچوبی را پروا نکند. «سید یزدی» ما (خاتمی) که کمتر برمی آشوبد و عنان از کف می دهد، هفته پیش و در سخنانی مهم، «فاشیست ها» را مورد خطاب و اعتراض قرار داد؛ «آنچه بد است این است که به نام اسلام، مخالف سلیقه خود را به هر قیمتی از صحنه خارج کنیم. این اسلام نیست؛ فاشیسم است. اسلام واقعی اگر لیبرالیسم را نمی پذیرد، به طریق اولی، فاشیسم را مردود می داند.» و به یاد داشته باشیم که در فاشیسم، «خردگریزی» و «خردستیزی»، حرف نخست را می زند؛ و شعار «باور کن و اطاعت کن» جای آزادی و برادری را می گیرد. «دموکراسی» از نظر فاشیست ها با دیکتاتوری یکسان است و همین جاست که در ارزیابی آینده جنبش های فاشیستی، «یک احتمال» مطرح می شود؛ این احتمال متضمن آن است که در روندها و پیکارهای انتخاباتی، روح واقعی فاشیسم همچنان به حیات خود ادامه می دهد و پنهان نگه داشتن آن توسط نوفاشیست ها، به منظور جلب اعتبار و کسب قدرت باشد؛ به عنوان نمونه، هیتلر و نازی ها به حمایت از دموکراسی پارلمانی همچنان ادامه دادند تا آنکه در 1933 قدرت را قبضه کردند. اما این موضوع که آیا جنبش های نوفاشیست دموکراسی را صرفاً به مثابه یک حربه تاکتیکی به کار می برند یا خیر، فقط موقعی آشکار خواهد شد که در وهله نخست بتوانند قدرت را به دست آورند... باید دید که آیا لایه های عقل گرا و نه خردستیز جریان راست و نیز بخش های میانه روتر، معتدل تر، واقع گراتر و شبه مدرن و شبه دموکرات در جناح محافظه کار، قادر به طرد و موفق به حاشیه راندن لایه های افراطی و خردگریز، می شوند یا خیر.


بی تردید چنانچه اقدامات و رویکردهای افراطی لایه های خردستیز جناح راست، مهار و محدود و متوقف نشود، آسیب های جبران ناپذیری به «منافع ملی» تحمیل خواهد شد؛ وضعی که هیچ کس از عوارض و پیامدهای سوء آن، در مصونیت و سلامت نخواهد ماند.

 

*بعدالتحریر: منصور اسانلو ، از فعالان سندیکای اتوبوسرانی هم ، بازداشت شد...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 221703


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها