روزهای سال، همه مشابهاند؛ تفاوتی میان روزها نیست؛ اگر روزی برجستهتر یا بیسروصداتر یا حتی کماقبالتر است، نه از ذات «روز» که از نسبتی است که با «انسان» دارد. به دیگر سخن، این «ما»ییم که به روزها معنا میدهیم و ارزش میبخشیم. در تعامل با انسان و به واسطهء کنش انسانی است که روزها جان میگیرند و شان و مقام مییابند یا مطابق تعریفی، مذموم میشوند و به حاشیه، رانده; آنچنان که «سیزدهم فروردین» از دل تطور ایام و مجموعه باورهای مردم سرزمینی، شایستهء ذم، ارزیابی میشود و «به در» میگردد; و از سوی دیگر روز نخست فروردین، «عید»خوانده میشود. بدیهی است که آدمیان طی قرنها و در تعامل با هستی- و طبیعت- روزهایی را بر صدر نشاندهاند و روزهایی را دفع کردهاند. آنگونه که متکی بر باورهای قدیمی و تقدس عدد هفت و به واسطهء سلطهء اساطیر، همین دو روز پیش (هفتم ژوییه)، با اقبال فراوان بسیاری از جهانیان مواجه شد، چرا که آکنده از «هفت» بود: روز هفتم ماه هفتم سال 2007 میلادی 77/7/2007
چه بسیار زوجها که در سراسر جهان کوشیدند در چنین روزی، ازدواج کنند و به جشن و شادی برخیزند و حال آنکه به تعبیر و سخن گرانقدر شمس تبریزی که فرمود: «مبارک شمایید; ایام از شما مبارک میشوند»، این انسان و اندیشه و عمل انسانی است که روزی را از روز دیگر،متفاوت میکند.
اگر در تاریخ این سرزمین 22 بهمن یا 29 اسفند و یا روزهایی مشابه، شان و جایگاهی یافتهاند،بیشک،به خاطر اتفاق و رویداد به کل متفاوتی است که ایرانیان، خالق و تصویرگر آن بودهاند و اگر روزهایی چون 15 خرداد یا 16 آذر، ماندگار شدهاند و از یاد نرفتنی،به خاطر خونهایی است که مظلومانه بر خاک ریخته شده و ظلمی که استبداد بر انسانهای طالب آزادی و عدالت روا داشته است...
اینچنین،امروز(۱۸ تیر) در تاریخ این مرز و بوم گره خورده و خواهد خورد با جفایی که در حق دانشجویان مظلوم این دیار رفت; 18 تیر، مستقل از علل و عوامل وقوع آن و صرف نظر از پیامدها و تحولات بعدی، خاطرهء «فاجعه»ای است که در سرزمین دانشجویان به وقوع پیوست. هر کس میتواند از منظری به تفسیر و حتی قلب ماهیت یا تصاحب این روز، دست یازد؛ اما این همه، تغییری در یک «حقیقت» نمیدهد؛ حقیقت متفاوت بودن 18 تیر با دیگر روزهای سال؛ تفاوتی نشات یافته از هتکحرمت «انسان» و تجاوز به ارزشهای انسانی. هجدهم تیر محتاج پاسداشتی خردمندانه، آزادمنشانه، منصفانه و _در خور منزلت یک «انسان» است:«دانشجو». |