صرصر «به یاد شادروان علی اردلان»
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
سه شنبه 30 آبان ماه سال 1385
اسرار تاریکخانه ها* (1)

 

قتل مخالفان سیاسی با «اعلام سکته قبلی» و 17 ضربه چاقو**

 

استالین می توانست به آسانی به مردم شوروی بقبولاند که با دشمنان واقعی می جنگد و خائنان را از بین می برد. اتهامات آنان آنقدر سنگین بود و آنقدر تکرار می شد که احتمال یک فریبکاری سیستماتیک به نظر می رسید. گوبلز ادعا می کرد که هر چه دروغ بزرگتر باشد و بیشتر تکرار شود، مردم راحتتر آن را می پذیرند. استالین در هنر به کار بردن این تکنیک وقیحانه، به مرحله استادی رسیده بود.

مهم آن بود که همه چیز محرمانه بماند. تحقیقات درباره جرائم سیاسی به نحوی مطلقا سری انجام می گرفت و هر تلاشی برای دست یافتن به اسرار، خود جنایت تلقی می شد. روزنامه ها در سال 1936 و نیمه اول سال 1937 مقالات فراوانی درباره تروتسکیست ها و بوخارینی های لورفته منتشر کردند؛ اما در اواخر سال 1937 این نوع مقالات بیش از پیش کمیاب شد، هرچند که موج سرکوب رو به گسترش داشت. سرنوشت [مخالفان سیاسی و دگراندیشانی که گم و مفقود می شدند] در پرده ای از سکوت پوشیده ماند. بازداشت صدها تن از مسئولان دیگر در هیچ یک از روزنامه ها منعکس نشد و فقط از چند قرینه و نشانه یا از خلال تفاسیر کوتاه شفاهی در کمیته اهی شهری حزب می شد این دستگیری ها را حدس زد. اتهامات غالب قربانیان استالین، هرگز اعلام نشد. حتی افراد مطلع نیز در جزیان بازداشت ها در محیط کار و حرفه خود، یا در محافل دوستانشان نبودند. آنان از وسعت ترور خبر نداشتند. موج بی وقفه نقل و انتقالات افراد که مشخصه آن دوره بود، به این بی خبری بیشتر دامن می زد. گاه افراد نمی دانستند فلان کادر بازداشت شده یا او را به جای دیگری فرستاده اند. در بسیاری اط موارد، حتی والدین افراد در اینباره اطلاعی نداشتند. قاعده کلی آن بود دکه ان.کا.و.دف البته به دلایل دیگر، اعدام یا مرگ کسی را به اطلاع خانواده اش نمی رساند...

استالین و ان.کا.و.د. غالبا روش ترور پنهانی را به بازداشت رسمی ترجیح می دادند. بسیاری از کسان را بدون حکم جلب و بدون نیابت قضایی دستگیر کردند. در مورد آن عده از زندانیانی که زیر شکنجه جان می دادند، رسما گفته می شد که بر اثر حمله قلبی یا یک بیماری دیگر، درگذشته اند. حتی ان.کا.و.د. خود سرقت های مسلحانه را صحنه سازی می کرد که در آن ها قربانیان مورد نظر به قتل می رسیدند. زینایدا رایخ، همسر میرهولد در حالیکه برای آزادی شوهرش تلاش می کرد، به این ترتیب کشته شد. دزدانی که به آپارتمان او حمله کردند با هفده ضربه چاقو او را کشتند، تمام کاغذهایش را برداشتند ولی به بسیاری از اشیا قیمتی او دست نزدند. برای کشتن مهاجران، دیپلمات های شوروی یا ماموران مخفی، افرادی را به خارج می فرستادند. عده ای از کادرها در خانه خود یا در هتل یا در حین شکار، به قتل رسیدند. عده ای دیگر در دفتر کارشان مسموم شدند یا از پنجره پرت شدند و بعد گفته میشد که در یک حادثه، یا بر اثر سکته مرده اند، یا خود کشی کرده اند. جسد نستور لاکوبا، که ظاهرا بر اثر توقف قلب مرده بود طی مراسم مفصلی از تفلیس به سوخومی فرستاده شد.

خانجیان، دبیر اول کمیته مرکزی ارمنستان، در 9 ژوئیه 1936 در دفتر بریا در تفلیس و به دست شخص بریا کشته شد. آ.ایوانوا، عضو کمیسیون کنترل حزب، در روز قتل تصادفا در دفتر مجاور بود و صدای تیر را شنید. جسد خانجیان به هتلی که معمولا محل اقامت نمایندگان ارمنی بود، حمل شد. همدستان بریا جسد را روی تخت خواباندند و تیری به هوا شلیک کردند. آنان دو نامه جعلی هم در کنار جسد گذاشتند: یکی حاوی وداع با زنش رزا و دیگری اعتراف نامه ای برای بریا، با اظهار این مطلب که در فعالیت هایش درمانده شده و تصمیم به خودکشی گرفته است. بریا و دارو دسته اش، پس از آن، این عمل را یک «بزدلی شرم آور» خواندند و به خاطره مردم، توهین کردند. در ژوئیه 1936، در سراسر قفقاز، جلساتی برای محکوم کردن خانجیان برگزار شد. سرمقاله روزنامه حزب در ارمنستان نتیجه گیری کرد که او خودکشی کرده است:

«این عمل خائنانه و جبونانه اگر از طرف یک رهبر حزب سربزند، بسیار شرم آور تر است... [او] درست در لحظه ای که قرار بود به مقام عالی رهبر بزرگ سراسر حزب در قفقاز ارتقاء پیدا کند، دست به خودکشی زد. شلیک این تیر را اگر عملی خائنانه ندانیم پس چه بدانیم؟»

همچنین تلویحا ادعا شد که خانجیان با افراد مشکوکی ارتباط داشت هاست و چند ماه پس از مرگش، او را دشمن خلق اعلام کردند، بر اساس این اتهام تقریبا همه رهبران حزب در ارمنستان تصفیه شدند.

مرگ سوگو اورجونیکیدزه به یک حمله قلبی نسبت داده شد و پزشکانی که گزارش جعلی کالبد شکافی را امضا کرده بودند،  همه دستگیر و بعد کشته شدند. این شیوه عمل تازگی نداشت. در سال 1932 ، خود کشی نادژدا آلیلویوا، همسر استالین مرگ بر اثر ابتلا به آپاندیسیت قلمداد شده بود و بعد، در آغاز تصفیه های بزرگ، پزشکانی که گزارش را امضا کرده بودند، اعدام شدند.

کارمندان استالینی، علاوه بر جنایت سیاسی، جرائم عادی هم مرتکب شدند. خانه ها و ویلاهای تجملی برای خود ساختند و میلیونها روبل از خزانه عمومی را به طور غیر قانونی خرج خود کردند. عده ای، مثل آلکساندورف، تئوریسین و کارمند عالی رتبه، در نزدیکی مسکو عشرتکده ها دایر کردند. بریا غالبا با اتومبیل در حومه های این شهر گشت میزد و زنان جوانی را نشان میکرد که بعد، در خانه ییلاقیش به او تحویل داده میشدند. نبودن آزادی مطبوعات چنین تجاوزاتی را ممکن ساخته بود...

روی مدودف، در دادگاه تاریخ، ترجمه منوچهر هزارخانی، تهران: خوارزمی، 1360، ص 504-507

 

 

*برگرفته از کتابی به همین نام به کوشش مرتضی کاظمیان؛ در آغاز این کتاب می خوانیم:

تقدیم به، استالین، فرانکو، هیتلر و تمامی مستبدان و دیکتاتورهای دیروز، امروز و فردای جهان که بدانند اسرار تاریکخانه هایشان پنهان نماند و نخواهد ماند ...

 

**مرتضی کاظمیان، اسرار تاریکخانه ها، تهران: قصیده سرا، 1383، ص 351-353

 

 


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 221693


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها