یکی دیگر از مسائلی که در جریان مبارزات مردم ایران قابل بررسی است حضور جریانها و افراد و گروههای مختلف در گسترده صحنه سیاسی –اجتماعی ایران بوده است. به طوری که امروز یکی از دستاورد های مردم ایران در 100 سال گذشته شناختن این افراد و گروهها و خواست ها و نیتهای ایشان بوده است.
در چهار حرکت این صد ساله که بنگری به دیده حق بین تصدیق خواهید کرد که ارتجاع و بنیاد دینی در پشت همه جنبشها، چهره و ماهیت استبدادی خود را پنهان کرده است. به صورتی که در آغار راه همراه جنبش و همیار مردم در تلاش بودند و در پایان در صف دشمنان قرار می گرفتند.
اینان آزادی را کلمه خبیثه نامیده اند بی هیچ اعتقادی به دموکراسی و آزادی مردم فریبانه با در دست داشتن پایگاه اجتماعی و طرح انواع شعار های پوپولیستی به انحاء مختلف یا دست در دست سلطه گران خارجی نهاده اند و یا آنکه با خیانت به امیدی که مردم به آنها داشته اند در زمانی که باید بر "میثاق بامردم" استوار می ایستادند، استبداد و قدرت را برگزیدند. تا دیگر بار مصلحت قدرت، جنبش مردم را به شکست رساند.
امروز پس از گذشت یک صد سال فرازو نشیب بر مردم ایران آشکار گشته است که برای بسیاری از افراد و گروهها، حتی از دست رفتن استقلال و تمامیت ارضی بهتر از ریشه دواندن فرهنگ آزادی و پیروزی افراد آزاده درایران است، چرا که در این صورت با از بین رفتن فرهنگ استبدادی دیگر هیچ راهی برای ماندن در قدرت و یا بازگشت به قدرت برای ایشان باقی نمی ماند.
در واقع مشکلی که از جنبش مشروطه بروز پیدا کرد و تا به امروز چون ارثی نا مبارک و بی برکت از آن ایرانیان گشته است نداشتن تفکری است که رابطه صحیح را میان آرمانهای ایرانیان با استراتژی و تاکتیک مشخص کند." فلسفه هادی" که مجموعه ایی از اصول آرمانهای جریان را در بافت خاص هویتی مشخص می کند، به علت عدم شفافیت یا عدم پیرایش ِ آن، از انواع جزم ها و دگم ها و باورهای غلط و اهریمنی توان مشخص کردن و دست رسی این اهداف را با روشهای متناسب و هماهنگ را نداشته است.
البته "فلسفه هادی " از دوران ِ مشروطه خواهی تا جریانهای متاخر در خرداد 76 واضحتر شده است . از نشانگان این روشن شدن ، کمرنگ شدن تضاد هایی است که ما بین مفاهیم و موضوعات مختلف مفروض واقع می شده است.
در واقع در همه این جنبشها ، همواره دوگانه هایی موجود بوده است که در تنازع آنها یکی بر دیگری چربش یافته ، تا به این ترتیب حرکت ازخط اصیل خود به بیراهه انحراف کشانده شود.
در عصر مشروطه ، دوگانگی میان سنت –مدرنیته کار را بر ترجیح قانون به عنوان دست آورد مدرن کشاند . این ترجیح آنجا به نوعی به شکلی گری یاری رساند که تقی زاده جمله معروف از فرق سر تا نوک پا فرنگی شدن را بر زبان آورد . بدین ترتیب مدرنیزاسیون بدون اندیشه مدرن (پارادایم) به عنوان محصولی وارداتی در فرهنگ ایرانیان داخل شود.
در جنبش ملی شدن صنعت نفت تضاد استقلال با آزادی باعث آن شد که عده ایی چه در پایگاه ارتجاع و چه در پایگاه روشنفکری وطن فروشی پیشه کنند .و صد افسوس که این اندیشه تا به امروز در بین فعالان عرصه سیاسی ـ اجتماعی موجود می باشد و بیم آن می رود که امروز نیز سبب زیان ایرانیان و جنش دموکراسی خواهانه در ایران شود.
ناگفته پیداست که برتری دادن یکی از این دو مفهوم بر دیگری ،اصل بر جامانده را چونان مفهومی فارغ از مضمون خواهد کرد.تجربه به آشکاری بیان می کند که این دو بی هم توان زیست نخواهند داشت، بر این اساس باور به ترکیب «استقلال – آزادی» و بیان مولفه های آن در جریان دموکراسی خواهی مردم اهمیتی صد چندان یافته است.
در زمان پیروزی انقلاب اسلامی جریان دوگانگی این بار، به شکل دوگانگی میان تخصص و تعهد بروز پیدا کرد. اگر طرفداران این دوگانگی از آغاز می دانستند که علم بدون تعهد وجود ندارد و شعار علم برای علم، جز علم را در خدمت قدرت قرار دادن حاصلی ندارد و اگر می دانستند که تعهد بدون علم و دانش، نه تعهد که تعبد به نهادی های آشکار و پنهان قدرت است، یکسره اندیشه ایرانی و جنبش آزادی خواهی را با در بندِ استبداد کردن از مسیر دموکراسی خواهی خارج نمی کردند.
بالاخره جریان دوگانگی نیز چون دوگانه های توسعه سیاسی در مقابل توسعه اقتصادی ، و در اشکال فرعی تر آن ، آزادی در مقابل نان ، امنیت در مقابل آزادی و...زمینه را برا ی تسلط اقتدار طلبان بر جنبش مردم مهیا کرد.
در حرکت برای رسیدن به دموکراسی و حقوق بشر اگر چه اقتضای حرکت حکم می کرد گروه های پیشرو و معتقد به دموکراسی حول حقوق اصیل و اساسی مردم ایران از جمله دموکراسی ، حقوق بشر ، استقلال ، عدالت ، آزادی بیان ، رفاه و... دست به ائتلاف بزنند ، اما بینش ابزاری داشتن نسبت به مردم و استفاده از آنان برای رسیدن به منافع گروهی ، حزبی و مرامی خود منجر به این گشته است که در طول این یکصد سال ، این گروهها گاها دست در دست استبداد برای دیر پایی آن بنهند.با این تجربه بر گروههای معتقد به دموکراسی و آزادی هویدا گشته است که حرکت جمعی براساس حقوق حقه ملت و ائتلاف بر مبنای آرمانها با حفظ اختلاف ایدولوژیکی و گوناگونی مرامها ، یگانه راه برای دست یابی به آن چیزی است که در طی این جریان ها همواره مد نظر بوده است.
از سوی دیگر باید اضافه کرد قدرت طلبی بسیاری از افرادی که در گروههای دموکراسی خواه حضور داشته اند ،باعث شده است در بزنگاههای تاریخی تمام زحمات و تلاش سایرین را یکسره نقش بر آب شود. این عامل که نتیجه فرد محور بودن احزاب ایرانی است ،زمینه ساز نقائص بسیار گشته است.
اما جنبش آزادی خواهی و دموکراسی خواهی مردم ایران باداشتن سابقه ایی این چنین و با دارا بودن فرهنگ غنی و هویتی فاخر با پویای ایرانی راه به سوی خرمی و آبادانی خواهد داشت. امروز بر فراز راه یکصد ساله پیموده شده چون به گذشته بنگریم خواهیم دید که حرکت به سمت پیشرفت و بهروزی در حوزه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی ،اقتصادی ،و سیاسی جریان یافته است.
اگر چه عده ایی برای توجیه عملکرد نا مطلوب و آغشته به فریبکاری خود می کوشند تا دست آوردهای این جنبش را بی اعتبار کنند .
به علت قدرت استبدادی و استیلای آن بر حوزه سیاسی حرکت در این حوزه ممنوعه و حساس با موانع زیادی همراه بوده است که هزینه زیادی بر راهروان جنبش های پیشروانه تحمیل کرده است . اگر چه در این حوزه انقطاع –پیوست و فراز و فرود فراوان دیده می می شود ولیکن با داشتن دیدی واقع بینانه خواهیم یافت که حرکت در حوزه های دیگر-فرهنگی ،اجتماعی ، اقتصادی- که از دسترس قدرت استبدادی بیشتر در امان بوده است پیوسته تر و پر بار تر بوده است .
این فرایند با تجربه آموزی و نگاه انتقادی به گذشته می بایست به پیمودن باقی راه چشم بدوزد و نگاه تخطئه گرانه را از آن قدرتمندان و قدرت باوران را که تنها به زور مومن اند را با عمل خویش خنثی کند.
مردم ایران در این جنبشها توانایی خود را بکار برده اند . هرگاه حرکت کرده اند ،استبداد به عقب قدم برداشته است . بر مردم ایران و تمامی معتقدان به آزادی خواهی است که باعبرت آموزی ار تجربه ها یپیشین راه دراز آزادی را با تلاش مضاعف خود هرچه کوتاهتر کنند.
در آخر باید اضافه کردکه بر همه کنشگران عرصه اجتماعی و فعالان حوزه های مختلف جامعه است که با داشتن اصول مشخص که بر آزادی استوار است و دموکراسی را هدف قرار داده است با عنایت به اصول «استقلال ـ آزادی» روشهای رسیدن به اهداف مردم ایران راکه اصیل ترین آرمانهای بشری را برگزیده اند ، به کار برند. حنیف یزدانی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم
|