صرصر «به یاد شادروان علی اردلان»
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
یکشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1385
توسعه و هویت ملی(۳) - مرتضی کاظمیان

 

واقعیت تلخ کشورهای در حال توسعه

کشورهای در حال توسعه در 30 سال اخیر شاهد پیشرفت‌های خیره کننده‌ای بوده اند. امید به زندگی به میزان 8 سال افزایش یافته است; بی‌سوادی تقریباْ نصف شده و به 25 درصد رسیده است و در دههء 1990 نسبت افرادی که از فقر درآمدی مطلق رنج می‌بردند از 30 درصد به 23 درصد کاهش یافته است. با این حال برای بسیاری از کشورها، دههء 1990 دههء یاس و نومیدی بود. متوسط رشد درآمد در 125 کشور در حال توسعه و در حال گذار، کمتر از 3 درصد بود و در 54 کشور، متوسط درآمد سرانه کاهش پیدا کرد. در حال حاضر بیش از 2/1 میلیارد نفر، یعنی یک نفر از هر 5 نفر ساکن کرهء زمین، با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کند. در کشورهای در حال توسعه، بیش از 80 درصد از کودکان در مدارس ابتدایی ثبت نام می‌کنند، ولی باز هم حدود 115 میلیون کودک محروم از تحصیل دختر هستند و دو سوم از 876 میلیون بزرگسال بی‌سواد را نیز زنان تشکیل می‌دهند.

هر ساله بیش از 10 میلیون کودک بر اثر بیماری‌های قابل پیشگیری از دنیا می‌روند و سالانه بیش از 500 هزار زن بر اثر عوارض بارداری و زایمان می‌میرند. این در حالی است که کشورهای غنی، حداقل 5 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای خدمات عمومی ‌سلامت هزینه می‌کنند; ولی کشورهای در حال توسعه به ندرت به این نسبت دست یافته‌اند و  اکثراْ تنها دو تا سه درصد هزینه می‌کنند. امروزه تنها 10 درصد از هزینه‌های جهانی مربوط به پژوهش و توسعهء پزشکی، به بیماری‌هایی اختصاص می‌یابد که 90 درصد فقیرترین مردم دنیا با آن‌ها مواجه هستند.

 

بیش از یک میلیارد نفر از ساکنان کشورهای در حال توسعه به آب سالم دسترسی ندارند و 4/2 میلیارد نفر  نیز از فاضلاب مناسب محروم هستند. هر دو  این مسایل می‌تواند مسالهء مرگ و زندگی باشند. اسهال یکی از قاتلان عمدهء کودکان کم سن و سال است، تعداد کودکانی که در دههء 1990 بر اثر اسهال جان باختند، بیش از کل کسانی بود که در جنگ‌های نظامی‌ از جنگ جهانی تاکنون کشته شده اند.

فرسایش خاک، نزدیک به دو میلیارد هکتار زمین را تحت تاثیر قرار داده و زندگی حدود یک میلیارد نفر از ساکنان مناطق خشک را در معرض تهدید قرار داده است. حدود 70 درصد از منابع تجاری شیلات، بیش از حد مورد استفاده قرار می‌گیرند. 7/1 میلیارد نفر یعنی یک سوم از جمعیت کشورهای در حال توسعه در کشورهایی زندگی می‌کنند که از نظر آب در مضیقه هستند.

کشورهای غنی بیشترین آلودگی زیست محیطی را ایجاد کرده و اکثرمنابع طبیعی را مصرف می‌کنند. میزان سرانهء دی اکسید کربن متصاعد شده در کشورهای غنی 4/12 تن است. در حالی که این مقدار در کشورهای دارای درآمد متوسط 2/3  تن و در کشورهای کم درآمد تنها 0/1 تن است. حدود یک پنجم از بار بیماری در کشورهای فقیر به عوامل زیست محیطی مربوط می‌شود. تغییر اقلیم و آب و هوا بر باروری کشاورزی در کشور‌های فقیر تاثیر گذاشته، خطرات را افزایش می‌دهد و کشاورزان را با سوانحی مثل سیل روبه‌رو می‌کند. در نتیجه، سلامت، درآمد و فرصت‌های افراد فقیر به شدت تحت تاثیر تخریب منابع طبیعی قرار می‌گیرند.

سیاست‌های تجاری در کشورهای غنی نسبت به صادرات کشورهای در حال توسعه، بسیار تبعیض آمیز است. متوسط تعرفه‌های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه روی کالاهای تولید شده در کشورهای در حال توسعه، بیش از چهار برابر تعرفه مربوط به کالاهای تولید شده در سایر کشورهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه است. یارانه‌های کشاورزی کشورهای غنی بیش از 300 میلیارد دلار در سال یعنی نزدیک به شش برابر کمک‌های رسمی‌توسعه‌ای هستند.(۳۲)

ایران نیز از آنچه که ذکر شد، مستثنی و از پیامدهایش برکنار نیست. سازمان ملل متحد، ایران را در گروه کشورهای با توسعهء انسانی متوسط قرار می‌دهد. ایران در رتبه بندی از نظر شاخص توسعهء انسانی، در مقام 106 و در گروه کشورهای با توسعهء انسانی متوسط قرار دارد. شاخص توسعهء انسانی (Human Development Index= HDI)  یک سنجهء خلاصه برای توسعهء انسانی است. شاخص مزبور، متوسط دستاوردهای یک کشور را در سه بعد از توسعهء انسانی محاسبه می‌کند: زندگی طولانی و سالم که براساس امید به زندگی در بدو تولد محاسبه می‌شود; دانش که براساس نرخ باسوادی بزرگسالان (با ضریب دو سوم) و نسبت خام ثبت نام در مدارس ابتدایی، متوسطه و عالی ( با ضریب یک سوم) محاسبه می‌شود و استاندارد شایستهء زندگی که براساس سرانهء تولید ناخالص داخلی (برحسب برابری قدرت خرید دلار آمریکا) محاسبه می‌شود.(۳۳)

پرسش این است که برای ارتقای وضع توسعهء انسانی و تحقق توسعهء پایدار در ایران، باید از کجا آغازید؟ تمسک تمام و کمال به الگوی توسعهء غربی یا توجه به الگوهای توسعه، همراه با عنایت به پتانسیل‌های بالقوه و بالفعل داخلی؟

 

توسعه در ایران

ده‌ها سال طول کشید تا انقلاب صنعتی منتشر شود;  اما این انقلاب به دلیل دگرگون کردن عمیق اروپاییان و جامعهء آن‌ها و ایجاد تحول در مناسباتشان با سایر ملل، به معنای کامل، انقلابی دگرگون ساز به شمار می‌آید.(۳۴)

انقلاب صنعتی و رشد نظام سرمایه داری در اروپا، موجب رقابت برای تسلط بر بازارهای جهانی شد; استعمار و تسلط بر ملل توسعه نیافته، بیش از پیش در دستور کار اروپا قرار گرفت. طبیعتاْ ایران نیز با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی و منابع اش، از این دست اندازی‌های استعمار برکنار نماند. پذیرش عهد نامه‌های گلستان و ترکمانچای در همین هنگام، قابل تامل‌اند.(۳۵)

گفتنی است، با پایان یافتن جنگ‌های ایران و روسیه، روابط نزدیک ایران و غرب- در دورهء سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار- آغاز شد. به نظر آدمیت: «ذهن ایرانیان در نخستین برخورد با مدنیت غربی به کار افتاد. به حدی که اغلب بینندگان فرنگی را به شگفت انداخت.» سرجان ملکم، سفیر انگلیس در هند می‌نویسد: «اگر این حکومتی که ایرانیان دارند و در لوای آن باید روزگار به سر آرند، تشویقی از اهل علم می‌کرد و هوش هنرپرورشان را می‌پروراند، مردم ایران در فنون اروپایی به پای ما می‌رسیدند.» آدمیت می‌افزاید: «در ایران- مانند دیگر جامعه‌های آسیایی- کانون اندیشه‌های اصلاح طلبانه نخست در دستگاه دولت به وجود آمد و نوآوران اولیه از زمامداران و وزیران برخاستند که مسؤولیت ادارهء کشور را به گردن داشتند. به همین سبب در ایران- چون دیگر کشورهای مشرق زمین- با اصلاحاتی که به دست رجال فرزانه صورت گرفت، اندیشه‌های جدید به پیکر اجتماع سرایت یافت و بدین طریق، صنفی تازه از مردم روشن بین و ترقی‌خواه به وجود آمد که به نوبت خود در سرنوشت جامعه تاثیر گذاشتند. عباس میرزا، میرزا بزرگ (میرزا عیسی فراهانی، وزیر عباس میرزا نایب السلطنه)، قائم مقام دوم (ابوالقاسم بن عیسی، قائم مقام فراهانی، وزیر عباس میرزا و محمد شاه قاجار) و به ویژه میرزا تقی خان امیرکبیر، پیشروان اصلاح و ترقی و توسعهء ایران بودند.(۳۶)

جان فوران، معتقد است: «ایران دورهء قاجار هم رشد و توسعه را تجربه کرده است و هم محدودیت‌های رشد و توسعه را; رشد اقتصادی و وابستگی به خارجیان، افزایش مطلق در شاخص‌های خاص اجتماعی چون جمعیت، تولید ناخالص داخلی و داد وستد خارجی را گذرانده است، اما همهء این‌ها بر سطح زندگی، موازنهء پرداخت‌ها، تورم، بودجهء دولتی، اشغال در صنایع دستی و بومی‌و. .. تاثیر منفی بر جای نهاد.» به عقیدهء او، تماس ایران با اقتصاد جهانی، عامل قاطع و تعیین کنندهء عناصر تحول و دگرگونی در ایران در چرخش قرن حاضر بوده است.(۳۷)

باید تاکید کرد که از دهه‌های پایانی قرن 19 مرحلهء تازه‌ای از بسط اندیشهء نوسازی در ایران شکل گرفت. در میان سال‌های 1880 تا 1900 میلادی، در تهران، استامبول، قاهره، تفلیس و کلکته آثار نسلی از نویسندگان و اندیشمندان منتشر شد که جملگی در سال‌های 1820 تا 1840 میلادی متولد شده بودند. این گروه که از نویسندگان، فعالان  سیاسی و حتی بازاریان تشکیل می‌شد از طریق مقاله، رساله و کتاب- آشکار و پنهان- به ترویج افکار جدید و مبارزه با استبداد و عقب ماندگی برخاستند. کوشش ایشان در راستای پایه گذاری مبانی فکری و ایدئولوژیک برای نوسازی و اصلاحات بود.(۳۸)

 

پی نوشت ها:

 (۳۲  پیشین، ص 11

 (۳۳  پیشین، ص 385

 (۳۴  تمدن مغرب زمین، ص 905

 (۳۵  اندیشهء توسعه و برنامه ریزی در ایران، ص 11

 (۳۶  امیرکبیر و ایران، صص 163 و 164

 (۳۷  تاریخ تحولات اجتماعی ایران، صص 222 و 223

  ۳۸) ایرانیان و اندیشهء تجدد، ص 69


   1      2      3      4      5      6      7      8      9    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 221724


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها