عامل غریزه در کنش سیاسی – طبقه حامل نظامی- سیاست حذف هاشمی
متاسفانه روشنفکران در تحلیل رفتار حاکمیت عامل غریزه را نادیده می گیرند و به دنبال دلایل منطقی می باشند. به عنوان نمونه بلایی که بر سر هاشمی آمد که من هیچ گاه فکر نمی کردم برای این دو بزرگوار چنین اتفاقی بیافتد، عامل غریزه نقش اول را بازی می کرد. جاذبه قدرت و برخورداری از حرف اول به طور غریزی و بدون توجه به عقل و تدبیر عامل این رفتار شد.
این رویداد مهم مشخص نمود حلقه وفاداران بسیار اندک شمار تر شده است. یعنی حتی آقای هاشمی هم دیگر وفادار شناخته نمی شود. پیش از آن هم خاتمی و اطلاح طلبان بدلیل اجازه ورود به داده های نوین از حلقه وفاداران خارج شده بودند. در چنین شرایطی تنها گروهی که آخرین گروه وفاداران هم خواهند بود مناصب و قدرت را در دست می گیرند که آن گروه نظامیان می باشند. بدست گیری پست های حکومتی توسط نظامیان و به عهده گرفتن نقش گروه حامل الگوییست که در کشورهای پاکستان و یا ترکیه پیش از موفقیت های اردوغانو حزب فضیلت و یا حتی خود اسراییل عملی شده بود و شاید در این جا تاکتیک اتخاذ شده بر اساس الگویی تعریف شده بوده است و نقش غریزه اندکی کاهش داشته است. در ساختار کنونی سپاه و بسیجیان نقش گروه حامل را بازی می کنند.
روسای جمهور پس از جنگ عموما قهرمان های جنگی را وارد مسایل اقتصادی می کنند تا از نق زدن آن ها جلوگیری کنند. ممکن است این دیدگاه سپاه و نیروهای مسلح را به سمت کارهای اقتصادی کشاند و نطفه ای شد برای نقش آفرینی آن ها در مسایل سیاسی. دولت های پس از جنگ فوری ترین مسایل را درنظر می گیرند.
البته محصول دولت متمرکز آبادگران – به این جهت توسعه گرا خطاب نمی کنم چراکه دولت هاشمی با معنی علمی توسعه گرا همخوان نمی باشد. بلکه نمونه توسعه اقتصادی در آن دولت توسعه بساز بفروشی و دلالی است- طبقه متوسط کارگزاران بودند نه این طبقه شکل گرفته قدرتمند سیاسی و اقتصادی سپاهی و نظامی. البته طبقه که می گویم به معنای عرفی اش در ایران اشاره دارم وگرنه یک نحله و یا باند و یا هیئت بهترین توصیف است ولی این باند قادر است در آینده به یک طبقه تبدیل شود.
طبقه حامل در حوزه نظری و تبلیغی نیز به نیروهایی نیاز دارد که مصباح نقش نظریه پرداز دینی آن را عهده دار است. من 2, 3 سال پیش گفتم بهترین خدمتی که مصباح می تواند به اسلام بکند سکوت است و ایشان هم سکوت کرده بودند ولی من فکر نمی کردم که ایشان در سکوت برنامه ریزی می کنند. اکنون منابع خرافه نگری و خیال پردازی در دولت بسیار قوی است. من به عنوان یک روزنامه نگار که فیلم دیدار احمدی نژاد و جوادی آملی را دیده ام عرض می کنم آقای الهام سخنگوی دولت دروغ می گوید و این بسیار مایع تاسف است.
به رغم آنکه در چنین شرایطی هنگامی که نظامیان طبقه حامل را شکل می دهند. ربع قرن تسلط حاکمیت ادامه خواهد داشت ولی باتوجه به شرایط بین المللی هیچ چیزی از آینده ایران قابل پیش بینی نیست و بهتر است تا اطلاع ثانوی 15 روز 15 روز پیش بینی نماییم.
افراط خاتمی در شکستن هیبت دولت
قرائت من این است که خاتمی خدمتی که به تاریخ سیاسی ایران کرد آن بود که هیبت دولت را شکست ولی او در این هیبت شکنی نیز افراط نمود و به جایی رساند که رقابت برای و جاذبه برای فعالیت سیاسی برای بدست آوردن پست ریاست جمهوری اندک گردید. دولت احمدی نژاد محصول افراط در هیبت شکنی جایگاه دولت در ایران است. در ادامه این سیر ورود عناصر غیرملی نیز به این پست محتمل خواهد بود.
دموکراسی های بومی و منافع غرب
وجود دموکراسی های بومی در خاورمیانه با منافع ایالات متحده در تضاد است. شکل گیری دموکراسی های بومی در کشورهای دارای انرژی برای غرب قابل پذیرش نیست به همین دلیل است که آن ها به نیروهای بومی دموکراسی خواه اعتنا نمی کنند. این گزینه های ملی که در جغرافیای سیاسی ایران شناخته شده اند نه مورد پذیرش حاکمیت قراردارند و نه مورد توجه کانون های قدرت در جهان می باشند.
من گمان می کنم آمریکا و اروپا در اندیشه تکثیر الگوی حامد کرزای هستند. شاید پاره ای رفت و آمدها و نشست ها سرآغاز شکل دهی به چنین آلترناتیو [گزینه]ی است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد حکومت بدلیل بستر سازی این قضیه متهم خواهد بود و نقش حکومت از آنان که سوار بر تانکها بعد از فتح کشور داخل می شوند بیشتر خواهد بود.
آینده پرونده هسته ای ایران
من پیش بینی می کنم یک روز صبح از خواب بیدار شویم و آگاه شویم که تسلیحات هسته ای ایران مو رد حمله قرار گرفته اند. این احساس از آن جا می آید که عده ای مایلند ایران مظلومانه از این پرونده خارج شود. یعنی فضا را آنقدر رادیکال می کنند تا ایران به صورت موضعی مورد حمله نظامی قرار گیرد که این امر ضمن وارد کردن خسارت عظیم به مملکت, به شدت به بسته شدن فضای سیاسی نیز می انجامد. البته اگر این امر محقق نشود شکل گیری یک کنسرسیوم مشترک آمریکایی, اروپایی و ایرانی در داخل ایران برای غنی سازی اورانیوم محتمل تر است.
چرا گذر به جامعه مدرن در ایران با دشواری روبروست؟
در مدتی که در زندان بودم به پاسخ این سوال می اندیشیدم که چرا مدرنیته در ایران راه به جایی نمبرد. مطابق تحقیقاتی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم کشورهایی که دارای تمدن های کهن می باشند بدلیل سنت هایی که بواسطه آن تمدن ها تولید و یا بازتولید شده است و می شود در برابر رهاوردهای نو مقاومت می کنند. نمونه این کشورها یونان است که در مقایسه با دیگر کشورهای اروپایی در تمامی شاخص های اقتصادی, توسعه انسانی, و ... در رده پایین تری قرار دارد و نمونه موفق نیز ایالات متحده و سوئد است که در زمان غالب شدن مدرنیته شکل گرفته اند. کشورهایی چون مصر و ایران که حامل سنت های دو تمدن بزرگ می باشند راه دشوارتری برای پذیرفتن دنیای مدرن دارند.
بحران در اطلاع رسانی
اطلاع رسانی با کوشش سعید مرتضوی -متهم ردیف اول قتل زهرا کاظمی- در جامعه ما دچار بحران شده است. به این شکل که حتی ایشان تماس می گیرند با روزنامه ها که این را چاپ کنید و یا در این مورد چیزی ننویسید و بطور مشخص در رابطه با پرونده مهاجرانی ایشان صریحا تماس می گرفتند چه چاپ شود و چه چاپ نگردد. راه حل این بحران به دست بیش از ۶۰۰۰۰ عنوان وبلاگ است که حرکتی جدید را در برابر محدود سازی اطلاع رسانی گشوده اند. نمود این بحران در همه گیر شدن شایعه مشهود است. بین همه گیر شدن شایعه با بسته شدن فضای گردش آزاد اطلاعات رابطه مستقیم برقرار است. در هر زمان فشار بر مطبوعات آزاد و مستقل بیشتر شود در جامعه شایعات بیشتری وجود خواهد داشت.
با وجود سانسور خبری صداو سیما نسبت به گفته های احمدی نژاد در کنفرانس «جهان بدون صهیونیسم»، سخنان او تنها در طی تنها چند ساعت، عنوان اول خبرگزاری های جهان می گردد و در سطح جهانی با چنین واکنشی روبرو می شود. در چنین شرایطی من در افق نگاه خود به آینده بدبین نیستم چرا که در قرن ۲۱ دیگر نمی توان گردش اطلاعات را متوقف کرد.
سوالاتی که درباره وبلاگ نویسی از شمس الواعظین به عنوان کارشناس امور رسانه ای مطرح کردم.
- تعداد مخاطبین سایت های اینترنتی چقدر است و از نظر رسانه ای این سایت ها چه نقشی را در ایران دارا می باشند؟
شمس الواعظین : در حال حاضر 6 میلیون بازدیدکننده سایت های خبری ایرانی است. در حال حاضر سایت «روز» بیشترین مخاطب را به خود اختصاص داده است که بیش از «گویا» نیز می باشد. نکته جالب توجه این است که با وجود محدودیت هایی که با وجود فیلترینگ برای کاربران ایران اعمال می شود, در شرایط کنونی که فضای مطبوعات بسته است بازدیدکنندگان داخلی بیش از بازدیدکنندگان خارجی می باشند.
- چه الگویی برای وبلاگ نویسی در جهت تاثیرگذاری در حرکت دموکراسی خواهی جامعه مناسب تر است؟
شمس الواعظین :به نظر می رسد هیچ گونه الگوی خاصی نباید به وبلاگ نویسان تجویز کرد زیرا هر حرکت مشترک سازمان دهی شده ای اگر صورت گیرد توسط حاکمیت متوقف می شود. همین راهی که طی می شود مناسب است تنها می توان توصیه هایی داشت مانند رعایت کردن ادبیات بهداشتی. در همین سیر ادبیات وبلاگ نویسان و تحلیل هایشان پیشرفت می نماید.
- چه هدفی میتوان برای وبلاگ درنظر داشت, آگاهی رسانی, تخلیه درونی و یا تاثیر بر جامعه و بالا بردن سطح اندیشه اجتماعی که با مخاطب گرایی همراه است؟
شمس الواعظین :در اولین گام وبلاگ نویسان می بایست بر یکدیگر تاثیر گذار باشند سپس به جذب مخاطب خارج از مجموعه خود بپردازند. 60000 عنوان وبلاگ به تنهایی قادر است یک حرکت را در جامعه شکل دهد. البته جذب مخاطب خود نشان دهنده حقیقتی است و آن هم توان ارتباط برقرار کردن با مخاطب است و این امر به خودی خود می تواند هدف باشد.
- وبلاگ نویسی به شکل معمولش با ساده نویسی همراه است که بدور از ارائه کارهای عمیق می باشد. آیا ادامه حرکت در ساده نویسی به ساده نگری و تحلیل های سطحی نمی انجامد؟
شمس الواعظین :به اعتقاد من نوشتار وبلاگ باید از لحاظ محتوایی در بین کار علمی- تحقیقی و کار نوشتاری ساده قرار گیرد. در ضمن نوشتن ساده و روان می بایست به محتوا نیز توجه نشان داد.
|